سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
317
تاريخ ايران ( فارسى )
از آتنيان به تنهائى سه هزار تن مقتول يا اسير شدند و از مردم تب هم اگر زيادتر نبود كمتر نميشد . سلطان فاتح با تب بكمال سختى رفتار كرد ، نه فقط رياست او را از بلاد بئوسيان مرتفع ساخت بلكه استقلال را از خود او نيز سلب كرد و جماعتى از تبعيد شدگان را با يك عده از پادگان مقدونى در آنجا بگماشت ، اما با آتن كه آن نيز به حال ناتوانى افتاده بود بخوشى معامله كرد ، اهالى آن شهر را آزاد نمود و با آن شهر عقد اتحاد بست و آن را محل افتخار ناميد ، آنگاه بجانب پلوپونس « 1 » روانه شد و در آنجا تنها دولت اسپارت با او مقاومت نمود و بنابراين خاك آن دولت منحصر بناحيهء اصلى او يعنى لاكونيا « 2 » گرديد . انتخاب فيليپ بسردارى كل يونان 337 قبل از ميلاد يك سال بعد از جنگ خرونه در تنگهء كرنت « 3 » مجمعى از تمام نمايندگان دول يونان به غير از اسپارت منعقد گرديد و در آن مجمع فيليپ بيان كرد كه ميخواهم يك اتحاد جديدى از يونانيان تشكيل دهم بطورى كه تمام دول داراى استقلال خود باشند و با رياست من براى محاربهء ايران متفق شوند تا صدمات غيرقابل تحملى را كه از ناحيهء آن دولت مهاجم بر ايشان وارد شده تلافى نمايند . دول يونان نسبت بشاهنشاه كه در اين وقت چندان محل خوف و وحشت نبود عداوت مخصوصى نداشتند ، ليكن در انتخاب فيليپ بسردارى كل مجبور و شايد هم كه خوشوقت بودند از اينكه آن پادشاه قواى خود را مصروف جنگ آسيا كند و از يونان دور سازد . يقين است كه عداوت يونانيان نسبت به فيليپ ظاهر نبود ، اما فيليپ گويا اين مسئله را ميدانست ، آنچه منظور او بود سردارى كل يونان بود و چون اين مقصود حاصل شد مقضى المرام بمقدونيه مراجعت كرده بناى تهيهء مهاجمه بدولت ايران را گذاشت . المپياس اولين زوجهء فيليپ ، المپياس « 4 » دختر اسيرى از اپيرو « 5 » زنى بديع الجمال بود ، ليكن تندخو و گاهى اوقات اعمال بيرحمانهء خوفناك از او صادر ميشد معهذا زن بزرگى بوده و چون مادر اسكندر است در تاريخ كمال اعتبار
--> ( 1 ) - Peloponnesus . ( 2 ) - Laconia . ( 3 ) - Chorinth . ( 4 ) - Olympias . ( 5 ) - Epirote .